رمان دختر حاج آقا

رمان دختر حاج آقا پارت 65

 

به دستور کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه، لینک های این مطلب حذف شدند

2

admin

تو کانال رمان من عضو بشید تا هر وقت پارت جدیدی تو سایت گذاشته شد متوجه بشید ادرس کانال رمان من https://t.me/romanman_ir تو گوگل نام کانال رمان من رو جستجو کنید از اونجا هم میتونید پیدا کنید

نوشته های مشابه

‫38 دیدگاه ها

    1. چه طوری به این نتیجه رسیدی ؟ یعنی واقعا ایمان به خاطر دختر عمه اش یاسی را ول میکنه ؟😮😢😦😳

      1. دیگه نمیشه که همینجوری تا صدسال دیگه روز و شب ایمان و یاسی رو نگا کنیم،نویسنده هم مرض نداشته واسه چنتا پارت شخصیت دخترعمه ایمانو وارد داستان کنه…حتما یه مشکلی با شوهرش داره و ایمان مجبوره کمکش کنه،عینه نصف رمانایه ایرانی

        1. واییییییییی
          نگو تو رو خدا …
          ولی اگرم اینطور باشه کاش حداقل به قول تو مثل همه رمان ها نباشه که بعد پسره میاد معذرت میخواد دخترا هم عین خر قبول میکنن ..😬😡😒😒😞

    1. بذار وقتی تموم شد اون موقع بپرس …
      من واقعا الآن نمیتونم در مورد خوب یا بد بودنش نظر بدم .
      باید دید تهش چی میشه …😐😑

    2. از شروع زندگیش میخاد دخترعمش وارد بشه
      خب اینجور خیلی مسخرس
      تازه ازدواج کردن
      چطور میتونه بهش خیانت کنه؟؟
      مردشور ریخت همه مردارو ببرن
      ادمین خیلی داستان یکنواخت شده و داره الکی کش پیدا میکنه
      حتما قراره ی اتفاق این مدلی بیفته که داره کش میده

  1. ب نظرم ایمان خودش از علاقه و رابطه پدرش و عمه فرخنده با خبر شده و چون دوست نداره کسی جای مامانش بیاد ب هم ریخته ولی خب حقم داره یاسی زیادی ک و ن گشاده 😂😂😂😂 خب مرد رسیدگی میخواد دیگه

  2. رمان خوبیههه یکم متفاوتر از بقیه رمان های ایرانیه، خودتونم میدونید اکثرا نویسنده ها (نویسنده ک نمیشه گف)تو رویاها زندگی میکنن
    (خودتون میدونید دیگ من خلاصه میکنم حرفامو) ولی نویسنده زیادی داره کشش میده،اوج داستان الان اینه ک یاس و ایمان دعوا میکنن سر چی؟
    تنبلی یاسی!!!کل روز و تو خونه س حداقل یه شام ایمان پسند درست میکرد دیگ!! :/
    (خو خیلی بچه بازیههه!لجبازی یاس اصلا جالب نیس دختری ک شوهر میکنع باید به شوهرش رسیدگی کنه… ووووو هزار تا چیز دیگ) ب نظرم اصلا دلیل خاصی برای اوج داستان نیس(انگار یه دختر 15ساله س یاسی رو میگم…)

    1. اره منم خوندم
      که یاس داره تلفنی با ایمان حرف میزنه و صدای نگار با ناز و عشوه میاد ایمان بیا دیگه و یاسی میگه دیگه تحمل ندارم و خودمو میکشم …

      1. واقعا … کجا خوندین؟؟مگه رمانش آنلاین نیس .؟.هنو بقیه قسمتاشو ننوشته چطوری شما فهمیدین …واقعا

  3. سلام اینا همش حرفای من دراوردیه اخه رمان انلاینه چطوری شمااخرشو خوندین درضمن ادمین مرتب داره پارتایی که نوشته میشه رو میفرسته دیگه اینکه یاسمن خودشو میکشه وایمان میره سراغ اون دختری که ازاول نمیخواستتش وبه عنوان خواهرحسابش کرده یه مشت حرف علکی وبیخودیه 🤗😊

    1. ن عزیز ب قول شما حرفامون علکی نیس من کانال این رمان رو توی تلگرام دارمم.برا افزایش ممبر اینا تبلیغ میکنن مجبورن یا راستشو بنویسن یا دروغش رو… تو ی کانالی تبلیغشو گذاشته بودند ک اینجوره! ولی مام مث بقیه نمیدونیم اخرش چی میشع؟؟! امیدوارم نویسنده گند نزنه و قضیه رو فیصله بده…

  4. بالاخره منم خوندن این رمان رو شروع کردم😅
    تا الان که خوبه امیدوارم تا آخرش خوب باشه
    البته من الان پارت 29 هستم😁

  5. سلام پس پارت جدید چی شد؟
    راستی میشه رمان ببار بارون جلد 3 رو بذارید توی سایتتون؟یا اگه میدونید کجاست آدرس سایتشو بهم میدید؟

  6. خواهشششش ميكنم اين رمانو مثه عروس استاد نكنين اصلا معلوم نيس چي ميشه
    همين فصلو تموم كنين ديگه چي همش سريه چيز كوچيك دعوا واقعا ديگه بيخود شده
    بعدشم جايي ك رمان از زبانه ايمان بود گفتش ك دخترعمم مثله خواهرمنه الان بياد تازه عروسشو ول كنه بره پيه يكي ديگه اونم با اين حجمه عشقي ك اينا داشتن واقعاااااا چرت ميشه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

codebazan