رمان دلبر استاد

رمان دلبر استاد پارت 64

  سری به نشونه تایید تکون داد: _خداروشکر کن که این درخواست طلاق باعث شد به خودت بیای و بفهمی…

بیشتر بخوانید »
رمان هلما و استاد ب تمام معنا

رمان هلما و استاد ب تمام معنا پارت 50

  عطر تنشو با تمام وجودم حس کردم . چقد دلم تنگ بود براش . بعد از پنج دقیقه بالاخره…

بیشتر بخوانید »
رمان دلبر استاد

رمان دلبر استاد پارت 63

  با خنده ادامه داد: _یه وقتم این توله سگت یه چیزیش میشه من میمونم و هند جگرخوار شاهرخ توتونچی!…

بیشتر بخوانید »
رمان خان

رمان خان پارت 85

  🌸گلناز فائزه که اومد خونه تمام اتفاقا رو براش تعریف کردم سعی میکرد ارومم کنه اما خودشم اروم نبود…

بیشتر بخوانید »
رمان هلما و استاد ب تمام معنا

رمان هلما و استاد ب تمام معنا پارت 49

  چشمام بسته بود ولی همه چیو می‌فهمیدم . از همون موقعی که آمبولانس اومد تا وقتی که منو رو…

بیشتر بخوانید »
رمان شاهزاده و دختر گدا

رمان شاهزاده و دختر گدا پارت 85

  _ میدونستی اتش سوزی که داخل اسطبل اسب ها رخ داده بود به دستور شاهزاده رونالد انجام شده بود؟!…

بیشتر بخوانید »
رمان دلبر استاد

رمان دلبر استاد پارت 62

  #شاهرخ بد شدن حالش بعد از شنیدن حرفام باعث شد تا دوباره خودم و لعنت کنم من در حق…

بیشتر بخوانید »
رمان خان

رمان خان پارت 84

  🌸گلناز با ناراحتی گفتم گلناز: من نمیخوام مشکلی برات پیش بیاد کتی جان.. به خدا همینقدرم نمیخواستم بهت بگم..…

بیشتر بخوانید »
رمان هلما و استاد ب تمام معنا

رمان هلما و استاد ب تمام معنا پارت 48

  با ترس خودمو چسبوندم به صندلی و زل زدم به چشاش . همون جوری با اخم داشت نگام میکرد…

بیشتر بخوانید »
رمان خان

رمان خان پارت 83

  🌸گلناز من برای خیریه نازگل و شوهرش رو با هم دعوت کردم به امیر هم گفتم که خواهرم مدتیه…

بیشتر بخوانید »
رمان دلبر استاد

رمان دلبر استاد پارت 61

  این و که گفت ضربان قلبم بیشتر و بیشتر شد نمیدونستم داره از چی حرف میزنه و بعد از…

بیشتر بخوانید »
رمان هلما و استاد ب تمام معنا

رمان هلما و استاد ب تمام معنا پارت 47

  مهربونیش واقعا به دلم نشست . انقد خوب بود و خوب باهام برخورد کرد که انگار مادر خودم بود…

بیشتر بخوانید »
رمان شاهزاده و دختر گدا

رمان شاهزاده و دختر گدا پارت 84

  من: من هم میخوام در این دادگاه شرکت کنم. _ بهتره که این کار رو نکنی! بعد از اینکه…

بیشتر بخوانید »
رمان خان

رمان خان پارت 82

  🌸گلناز راهی اون سفر شدیم و رو لبم خنده بود و تو دلم غوغا راستش از اینکه برخورد امیر…

بیشتر بخوانید »
رمان هلما و استاد ب تمام معنا

رمان هلما و استاد ب تمام معنا پارت 46

  کمرم داشت اون زیر نابود میشد . بعد از اینکه یلدا رفت تا خواستم از پشت مبل بلند شم…

بیشتر بخوانید »

codebazan

بستن
بستن