رمان آرزوهای گمشده

رمان آرزوهای گمشده پارت 42

  جلوی آینه‌ی کنار اتاقمان نگاهی به سر وضعم انداختم و بعد از اطمینان از موجه بودن لباسم و خوب…

بیشتر بخوانید »
رمان پناهم باش

رمان پناهم باش پارت 39

  وقتی از اتاق بیرون رفت نگاه ترسیده ی رویسا اونو دنبال کرد ک خلیل با مهربونی نگاهش کرد و…

بیشتر بخوانید »
رمان دلبر استاد

رمان دلبر استاد پارت 23

  انقدر فریاد زدم و اشک ریختم که بالاخره بیخیالم شد و کاری که میخواست انجام بده به سرانجام نرسید…

بیشتر بخوانید »
رمان آرزوهای گمشده

رمان آرزوهای گمشده پارت 41

  با زبان بدنم نمی‌توانستم آنطور دلم می‌خواهد، راحت و بی‌پروا، دست احساساتم را برایش رو کنم، زبان سرم هم…

بیشتر بخوانید »
رمان دختر حاج آقا

رمان دختر حاج آقا پارت 64

با حالت قهر بلند شدم و دوباره رفتمو یه جای دیگه نشستم.خریدهایی که کرده بود رو برداشت و دوباره دنبالم…

بیشتر بخوانید »
رمان آرزوهای گمشده

رمان آرزوهای گمشده پارت 40

  صدای آرام لحن نوازشگرانه‌‌اش دلم را قلقک داد: –پس همونه چسبید تنگ دلم! با لحن مظلومانه‌ای ادامه داد: –برو…

بیشتر بخوانید »
رمان آرزوهای گمشده

رمان آرزوهای گمشده پارت 39

  یه دختر فوق‌العاده ساده و مهربون، از همون روز اول باهاش ارتباط گرفتم و دوست شدیم، کاشانی بود، اما…

بیشتر بخوانید »
رمان خان هوس باز

رمان خان هوس باز پارت 43

  🌸گلناز وقتی تو حیاط رفتیم و از خونه دور شدیم منتظر نگاهش کردم 🌸فائزه: خانوم یه چیزی میگم ولی…

بیشتر بخوانید »
رمان آرزوهای گمشده

رمان آرزوهای گمشده پارت 38

لبخندش را وسیع کرد و ادامه داد: –یه چیزی بگم بهم نمی‌خندی؟ خنده؟! چه می‌دانست نگاه امیدوار و لبخندش چه…

بیشتر بخوانید »
رمان آرزوهای گمشده

رمان آرزوهای گمشده پارت 37

صادق برای اداره‌ی کارخونه بدون بابات و هادی فلجه، اصل کارها رو این دو تا انجام می‌دادن و چم و…

بیشتر بخوانید »
رمان هلما و استاد ب تمام معنا

رمان هلما و استاد ب تمام معنا پارت 25

با دستم رو میز ضرب گرفته بودم و چشمامو از شدت عصبانیت بسته بودم . فقط داشتم به این فکر…

بیشتر بخوانید »
رمان آرزوهای گمشده

رمان آرزوهای گمشده پارت 36

  مکثی کرد و با حفظ اخمش به روش خودش اجازه صادر کرد: –فقط دلم می‌خواد چرت و پرت بگی…

بیشتر بخوانید »
دسته‌بندی نشده

آدرس جدید وبسایت رمان دونی

  آدرس جدید وبسایت رمان دونی http://romandoni.com

بیشتر بخوانید »
رمان آرزوهای گمشده

رمان آرزوهای گمشده پارت 35

  صدای زنگ گوشی‌ام سوت پایان را زد و مرا از میان افکارم بیرون کشید. با خونسردی شکلات داغم را…

بیشتر بخوانید »
رمان دختر حاج آقا

رمان دختر حاج آقا پارت 63

دیر وقت بود که رسیدیم رستوران دوست ایمان….طبیعتا درحالت عادی این مسیر نباید اینقدر طول میکشید اما ایمان هربار یه…

بیشتر بخوانید »
بستن