رمان پسرخاله

رمان پسرخاله پارت 60

  چشمامو به آرومی باز کردم و نگاهی به دور و اطراف انداختم. تا چند لحظه ی اول گیج و…

بیشتر بخوانید »
رمان من سیندرلا نیستم

من سیندرلا نیستم پارت 38

  با دیدنم‌ به طرفم آمد. از ماشین پیاده شدم و به سمتش رفتم، هرچه نزدیک‌تر می‌شد با دیدن جدیت…

بیشتر بخوانید »
رمان خان

رمان خان پارت 108

  🌸گلناز خیلی ناراحت بودم نگاهش کردم و گفتم گلناز: این زنه… همین خانوم دکتر… این… این شوهرش مرده… نازگل:…

بیشتر بخوانید »
رمان من سیندرلا نیستم

من سیندرلا نیستم پارت 37

  از من ناامید نشد، ادامه داد: – روحش رو می‌بینی و از چیزی که می‌بینی خوشت میاد، بعد دوستش…

بیشتر بخوانید »
رمان پسرخاله

رمان پسرخاله پارت 59

    تا اینو گفتم در کسری از ثانیه پتو کناررفت و با اون صورت برافروخته از خشمش بهم خیره…

بیشتر بخوانید »
رمان من سیندرلا نیستم

من سیندرلا نیستم پارت 36

مسیری که رفتنش آن‌همه طولانی بود، چقدر برگشتن از آن زود تمام شد. شاید چون قلبم را در آن خانهٔ…

بیشتر بخوانید »
رمان نیهان

رمان نیهان پارت 32

  *نیهان ماسک رو به صورتم زدم و نزدیک درب اتاق شدم. آب دهنم رو قورت دادم و دستگیره رو…

بیشتر بخوانید »
رمان من سیندرلا نیستم

من سیندرلا نیستم پارت 35

– بارون بود. گفتم بیام دنبالتون. رعد‌و‌برق این‌بار نزدیک‌تر به زمین خورد، مثل این بود که جسمی سفید و سنگین…

بیشتر بخوانید »
رمان هلما و استاد ب تمام معنا

رمان هلما و استاد ب تمام معنا پارت 67

  ازش خداحافظی کردم و رفتم خونه . *** ساعت هفت بود . هنوز به مامانینا هیچی نگفته بودم .…

بیشتر بخوانید »
رمان من سیندرلا نیستم

من سیندرلا نیستم پارت 34

جوان بودم و بی‌تجربه، اما به‌اندازهٔ بیشتر زندگی‌ام سامی را می‌شناختم؛ بازی نبود واقعی بود. این مچاله شدن، این لرزه……

بیشتر بخوانید »
رمان پسرخاله

رمان پسرخاله پارت 58

    آهسته و زمزمه کنان باخودش لب زد: “مسخره ی پسر ندیده” دوباره سرمو کج کردم و با گرفتن…

بیشتر بخوانید »
رمان من سیندرلا نیستم

من سیندرلا نیستم پارت 33

گل‌تاج سفره انداخت، فاطمه تخم‌مرغ سرخ کرد و مادرم ماست آورد. ضیافتی بود برای من که سال‌ها حسرت سفرهٔ خانهٔ…

بیشتر بخوانید »
رمان پسرخاله

رمان پسرخاله پارت 57

    یکی از بالشهای سفید رو برداشت و گذاشت روی زمین که همونجا بخوابه…. چرخیدم و بهش نگاه کردم.…

بیشتر بخوانید »
رمان من سیندرلا نیستم

من سیندرلا نیستم پارت 32

  دست خودم نبود، وقتی به خودم آمدم، بی‌اراده سراغ وسیله‌هایم رفته بودم تا لباس جمع کنم. بعد که لباس‌های…

بیشتر بخوانید »
رمان خان

رمان خان پارت 107

  🌸گلناز دکتر شیرین رفت پیش خواهرم و من اونجا پا رو پا انداختم و با دقت این طرف و…

بیشتر بخوانید »

codebazan